تبليغاتX
...:: ستاره کویر ::..
کاش... دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 14:45
کاش وقتی زندگی فرصت دهد
گاهی ازپروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی اززمان خویش را ، وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی است
اززلال چشمهایش ترشویم
وقت پاییزازهجوم دست باد ، کاش مثل پونه ها پرپر شویم
کاش وقتی چشم هایی ابریند ، به خود آیم وسپس کاری کنیم
ازنگاه زرد گلدانهایمان ، کاش با رغبت پرستاری کنیم
کاش دلتنگ شقایق ها شویم
با خدای یاس ها خلوت کنیم
کاش گاهی درمسیرزندگی ،باری ازدوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را ، با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش با چشمانمان عهدی کنیم ،وقتی ازاینجا به دریا می رویم
جای بازی با صدای موج ها ، درد های آبیش را بشنویم
کاش مثل آب ، مثل چشمه سار ، گونه نیلوفری را تر کنیم
ماهمه روزی ازاینجا می رویم ، کاش این پرواز را باور کنیم
کاش باحرفی که چندان سبز نیست ، قلب های نقره ای را نشکنیم
کاش هرشب با دو جرعه نور ماه ، چشم های خفته رارنگی کنیم
کاش بین ساکنان شهر عشق ، ردّ پای خویش راپیدا کنیم
کاش باالهام ازوجدان خویش ، یک گره از کار دلها وا کنیم
کاش رسم دوستی راساده تر ، مهربانتر ، آسمانی تر کنیم
کاش درنقاشی دیدارمان ف شوق ها راارغوانی تر کنیم
کاش اشکی قلب مان را بشکند ، بانگاه خسته ای ویران شویم
کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند ، ما به جای ابر ها گریان شویم
کاش وقتی آرزویی می کنیم
از دل شفافمان هم رد کنیم
مرغ آمین هم از آنجا بگذرد ، حرف های قلبمان را بشنود
نوشته شده توسط مسعود  | لینک ثابت |

تصویری از ... یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 12:0

 در تصویر بالا به قسمت تاریک در بمدت ۳۰ ثانیه نگاه کنید تا یه تصویر جالب ببینید

بعد از تماشای تصویر نظر بدهید!

نوشته شده توسط مسعود  | لینک ثابت |

قطعه گم شده... شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 15:43

نوشته شده توسط مسعود  | لینک ثابت |

دوستت دارم... شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 12:30

نوشته شده توسط مسعود  | لینک ثابت |

دوستت دارم... شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 12:29

 

 

ميشود ازحسرت ديدار تو بيمار شد

ميشود در عين مستي نزد تو هوشيار شد 

ميشود مثل خدا در نزد تو تعظيم كرد

ميشوددر نزد تو مشغول استغفار كرد

ميشود نام تو را همچون دعايي ذكر كرد

ميشود با جان و دل خواهان اين تكرار شد

ميشود از شوق ديدار تو رفتن سوي خواب

ميشود با ياد تو هر نيمه شب بيدار شد

 

نوشته شده توسط مسعود  | لینک ثابت |

با رقیبم شب و روزش به خوشی می گذره... جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 22:7

نوشته شده توسط مسعود  | لینک ثابت |